السيد حامد النقوي

208

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

كه مزيد اعتماد و اعتبار « تفسير شاهى » ، و بودن روايات آن روايات مضبوطهء ائمهء اطهار صلوات اللَّه و سلامه عليهم آناء الليل و اطراف النهار ، از افادهء خود شاهصاحب در باب سوم همين كتاب « تحفه » ظاهر است ، چنانچه در ذكر كتب اهل حقّ گفته : [ و اما تفاسير : پس از آن جمله است تفسيرى كه منسوب مىكنند به حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام ، رواه عنه ابن بابويه بأسناده ، و رواه عنه غيره أيضا بأسناده مع زيادة و نقصان ، و اهل سنت نيز از حضرت امام موصوف ، و ديگر ائمه در تفسير روايات دارند ، چنانچه در « در منثور » مبسوط ، و در « تفسير شاهى » مجموع و مضبوط ، اما آنچه شيعه از جناب ائمه روايت مىكنند ، هرگز با آن مطابق نمىشود ] - انتهى . از اين عبارت ظاهر است كه شاهصاحب روايات « تفسير شاهى » را روايات اهل سنت از حضرات ائمهء اطهار مىدانند ، و اين روايات را روايات مضبوطه مىنامند ، و با دعاى مخالفت روايات شيعه از حضرات ائمهء معصومين عليهم السلام با روايات « تفسير شاهى » و « در منثور » ، معاذ اللَّه بطلان اين روايات را در اذهان معتقدين خود راسخ مىسازند . پس بعد اين همه زور و شور در اثبات نهايت اعتبار و اعتماد ، و غايت عظمت و جلالت روايات « تفسير شاهى » و « در منثور » ، اتباع و مقلدين شاهصاحب تاب و طاقت آن ندارند كه روايت نزول آيهء كريمه در واقعهء غدير كه در « تفسير شاهى » و در « در منثور » هر دو مذكور است ، رد نمايند ، و حرف تشكيك و تمريض بر زبان آرند ، و لو طاروا الى السماء و غاصوا فى الارض . و فاضل رشيد الدين خان تلميذ شاهصاحب در « ايضاح لطافة المقال »